هفت سین ششمین بهار...

کهنه یار بهانه های بی وقفه ی دل بی قرار من...

بار دیگر چشم می بندم و برای شروع بهار در خیال برایت هفت سین میچنم...

اما این بار زیر باران...

در این آغاز بهار... خزان را واسطه میکنم تا باز زیر باران و کنار هفت سین دل به دل

نافرمانم دهی تا آنچنان غرق تابستانت شوم که دست بردارم از هر آنچه گرد زمستان روی

 موهای تو بنشاند.....

تا شانه هایت را بار اضافه نباشم، این بهار بیش از همیشه عزم دلدادگی دارم... چون هنوز

 هم بی تو اینجا اتاقیست سرد و تاریک...

تکیه گاه محکم دلم... روزگارمان شیرین...

نوروز مبارک

 سارا... (1/1/94)

/ 0 نظر / 26 بازدید